مردان مجنون زنان لیلی 1

به هرحال، داستان عاشقانه‌ي «ليلي و مجنون» بهانه‌اي است براي طرح مباحثي در حوزه‌ي عشق، خانواده و روابط زناشويي و رفتارهاي بالغانه‌ي زن و شوهرهای امروزی. شايد بپرسيد: «ليلي و مجنون كه هرگز به‌هم نرسيدند و ازدواج نكردند؟!»
موجود
19,900 تومان

پرداخت آنلاین
پرداخت آنلاین
تمام کارت‌های شتاب
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن تمامی محصولات
7 روز زمانت تعویض
7 روز زمانت تعویض
ضمانت تعویض در صورت معیوب بودن

خریدنسخه الکترونیک

به زودی ... اطلاع از انتشار نسخه الکترونیک کتاب در کانال تلگرام انتشارات نسل نواندیش

کتاب الکترونیک چیست؟

نسخه الکترونیک هر کتاب در واقع محتوای آن کتاب با فرمت ویژه EPUB می‌باشد که قابلیت جستجو در متن، بزرگ و کوچک کردن فونت، زیاد و کم کردن فاصله بین خطوط و همچنین دسترسی در همه جا و هر مکانی را برای شما میسر می‌کند. فایل EPUB خریداری شده فقط برای حساب کاربری شما در سایت کتابراه و یا طاقچه و یا فیدیبو می‌باشد.

آورده‌اند: روزي مجنون به اين نتيجه رسيد كه با ديدن ليلي هر آنچه ارزش ديدن داشته باشد، ديده است. پس باز نگه داشتن چشمانش ديگر چه سودی دارد؟ برای همین تصميم گرفت فقط هرگاه ليلي بيرون مي‌آيد، چشمانش را باز كند، در غير اين‌صورت نابينا باقي بماند، زيرا جز او چيزي ارزش ديدن ندارد.

ليلي ماه‌ها بيرون نيامد، زيرا مادر و پدرش مخالف بودند، جامعه مخالف بود. مجنون صبر كرد و صبر كرد و در پاي درختي كه وعده‌گاه هميشگي‌شان بود، با چشمان بسته منتظر ماند.

روزها گذشت، هفته‌ها گذشت، ماه‌ها سپري شد، ليلي نيامد و مجنون چشمانش را باز نكرد تا اين‌كه خالق هستی بر وي رحمت آورد و گفت: «مجنون بيچاره چشمانت را باز كن. من خالق تو هستم. تو در دنيا همه چيز را ديده‌اي ولي مرا نديده‌اي، ببين چه كسي در برابرت ايستاده‌.»

مجنون پاسخ داد: «اکنون درک تو برای من سخت است برو؛ من تصميم گرفته‌ام كه فقط ليلي را ببينم، هيچ‌چيز ديگر ارزش دیدن ندارد. شايد تو خالق هستی من باشي ولي من شوق خیال لیلی را دارم. اکنون برو تا در فرصتی دیگر تو را ملاقات کنم

خالق هستی كه در تعجب مانده بود، گفت: «چه ‌مي‌گويي؟ من تاكنون با كسي چون تو برخورد نكرده‌ام! سالكان و مجذوبين كه هميشه در طلب و دعا و تمرين هستند، باز هم ديدار من برايشان ممكن نيست؛ من اينك خودم آمده‌ام بدون اين‌كه تو درخواستي كرده باشي! من همچون رحمتی بر تو نازل شده‌ام، آن‌وقت تو ردم مي‌كني؟!»

مجنون گفت: «اگر واقعاً مي‌خواهي من ببينمت همچون ليلي بيا! زيرا من نمي‌توانم چيز ديگري ببينم. حتي اگر چشمانم را باز كنم، باز هم چيز ديگري نمي‌بينم. من درخت مي‌بينم و ليلي آن‌جاست؛ به ستارگان مي‌نگرم و ليلي آن‌جاست. ليلي قلب من است و دلم را تسخير كرده و هرچه را ببينم از راه دلم مي‌بينم. من نمی‌توانم ببینمت، زيرا در قلبم جايي براي ‌‌چيز ديگري نيست. مرا ببخش، برو و با خيال ليلي راحتم بگذار!»

در فرهنگ و ادبیات ایرانی، عارفان راه و روش‌هايي را خلق كرده‌اند تا عشق بيافرينند و اين دانش و علم كيمياگري صوفيان است كه می‌آموزد چگونه عشق را در خودتان خلق كنيد و بيافرينيد. داستان ليلي و مجنون، داستاني صوفيانه است. داستان عاشقانه‌ي زيبا و بزرگي كه كمتر قصه‌ی عاشقانه‌اي را مي‌توان با آن مقايسه كرد. هر فرهنگ و كشوري براي خودش داستان عاشقانه دارد و كمتر داستاني است كه با ليلي و مجنون برابري كند. داستان ليلي و مجنون، روايت پسر و دختري كه به‌هم محبت مي‌كنند و تنها از روي نياز جسم با هم مراوده دارند، نيست؛ داستان بزرگ و معنوی «عشق» است.

سایر مشخصات محصول

کد کتاب : 40115
شابک : 9789642366064
موضوع : خانواده
نام کتاب : مردان مجنون زنان لیلی 1
نویسنده (ها) : دکتر علی شمیسا
قطع : رقعی
صفحات : 400
تاریخ چاپ : سال 1395
نوبت چاپ : چاپ اول
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها