حمید امامی: از «آموزش» آموختم…

حمید امامی: از «آموزش» آموختم…

هر گاه به گذشته برمی‌گردم و دفتر زندگی‌ام را ورق می‌زنم. می‌بینم آنچه باعث شده من از یک شاگرد پادوی کارگاه دوزندگی به جایگاه امروزم برسم، آموزش‌هایی است که از اساتیدم گرفتم. با آموختن هر مهارت به دستمزدم افزوده شد و هر آموزشی که دریافت کردم باعث ایجاد تغییر در نگرش و عملکردم گردید.

باید اعتراف کنم که آموزش بزرگ‌ترین عامل ثروتمند‌شدن انسان‌هاست و فردی موفق می‌شود که همیشه به بالا‌رفتن و بهتر‌شدن فکر کند و برای رشد فردی‌اش حاضر باشد هر بهایی را بپردازد.

  1. هزینه مالی
  2. هزینه زمانی
  3. هزینه دوری از ناحیه امن و راحتی
  4. هزینه دوری از خانواده و عزیزان
  5. هزینه سفرهای خسته‌کننده

همه این هزینه‌ها را باید پرداخت تا بتوان از سطح فعلی به سطح بعدی رفت و همین افزایش سطح توانمندی باعث ارزش افزوده بیشتری نسبت‌به قبل می‌شود و افزایش دستمزد و تغییر سبک زندگی را به همراه خواهد داشت. به این ترتیب، زندگی معمولی را به زندگی‌ای لوکس تبدیل خواهد کرد و باعث ارتباط با افرادی می‌شود که در سطح بالاتری قرار دارند و باعث افزایش رشد و خلاقیت در ما خواهند شد.

حالا فکر کنید اگر شخص مراحل آموزشی‌اش را در سنین پایین‌تر پشت سر بگذارد و سریع‌تر از این آموزش‌ها استفاده کند و خودش را بالا بکشد، چه تأثیر ماندگارتری در زندگی‌اش خواهد دید؛ یعنی، اگر این رشد و پیشرفت‌ها را پیش از سی‌سالگی و پیش از ازدواج به‌دست بیاورد، می‌تواند در انتخاب همسرش نقشی تعیین‌کننده داشته باشد؛ در انتخاب مدرسه بچه‌هایش، انتخاب آموزگار‌ برای تقویت درس‌هایشان یا حتی انتخاب بهتر کلاس‌های آموزشی خارج از مدرسه. چنین فردی در تمام عرصه‌های زندگی می‌تواند تأثیری عمیق و شگرف ایجاد کند و چه در تصمیم‌گیری‌های ساده و پیش‌پا‌افتاده و چه تصمیم‌گیری‌های مهم‌تر زندگی فوق‌العاده ظاهر شود؛ اما حالا فکر کنید اگر به‌جای سی‌سالگی این اتفاق در پنجاه یا شصت‌سالگی رخ بدهد؟ آنچه مسلم است، این تأخیر فرصت‌های طلایی از‌دست‌رفته و حسرت‌ها و افسوس‌های زیادی را به دنبال خواهد داشت. آموزش و رشد سریع‌تر ما را زودتر به آزادی می‌رساند و این یعنی ورود به زندگیِ تازه که در آن نگران از دست دادن موفقیت شغلی نباشی و به کارکردن نیاز نداشته باشی؛ بلکه کار به تو نیازمند باشد. وقتی به آزادی برسی می‌توانی کمک کنی تا افراد زیادی مانند خودت به رهایی برسند. هر مهارتی که بیاموزی یکی از بندهای اسارت را از دست و پای خودت باز می‌کنی، چه مهارت کاری باشد، چه مهارت ارتباطی و چه آموختن مهارت‌های مالی و راهبردی.

من ساعت‌ها و روزها و شب‌های زیادی را صرف آموختن کردم و هزینه‌های گزافی هم برای این کار پرداختم و به همان نسبت به دستاوردهای ارزشمندی دست یافتم؛ اما چون این دستاوردها را دیر آموختم هزینه‌ای جبران‌ناپذیر پرداختم و آن هم از دست رفتن «زمان» بود. از طرفی غمگین هستم برای زمان‌های از‌دست‌رفته و از طرفی شاد هستم برای آموختن در ادامه سفر زندگی. در هر حال، اگر زودتر می‌آموختم و آموخته‌هایم را زودتر به دیگران انتقال می‌دادم تأثیر بیشتری در زندگی دیگران داشتم و می‌توانستم نقشی پررنگ‌تر و ماندگارتر داشته باشم.

در سال ۱۹۷۷، مردی ۶۳ساله یک ماشین بیوک را از روی زمین بلند کرد تا دست نوه‌اش را از زیر آن بیرون بیاورد! پیش از آن، هیچ‌چیزی سنگین‌تر از یک کیسه بیست‌کیلویی را بلند نکرده بود. او بعدها کمی دچار افسردگی شد. آیا می‌دانید چرا؟ چون در ۶۳سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته که باورشان نداشته و عمرش را با حداقل‌ها گذرانده بوده است! منتظر ۶۳سالگی‌مان نشویم، از همین الان خودمان را کشف کنیم و باور کنیم. مهم نیست الان در چه شغلی هستیم و در آن شغل در چه سطحی هستیم؛ مهم این است که بدانیم «به چه سطحی می‌خواهیم برسیم؟ برای رسیدن به آن به چه آموزش‌هایی نیاز داریم؟ برای آموختن آن‌ها به چه کسانی نیاز داریم؟ این افراد را در کجا باید پیدا کنیم؟ چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم؟ چگونه از آن‌ها در خواست کنیم تا آموخته‌هایشان را در اختیار ما بگذارند؟ از همه مهم‌تر اینکه بپذیریم بهای آموختن را باید بپردازیم و بدانیم برای آموختن حاضریم از چه چیزهایی بگذریم.» پاسخ درست به این پرسش‌ها می‌تواند تحول بزرگی در زندگی خود و خانواده‌مان ایجاد کند.

همان‌طور که گفتم مهم نیست شغل فعلی‌مان چیست، بلکه تبدیل‌شدن به ۱۰% بالای آن شغل در دنیا مهم است. خواه شما آشپز باشید یا دوزنده کفش یا نویسنده و فروشنده فرقی نمی‌کند. آنچه باعث تفاوت و مزیت می‌شود این است که در آن شغل در چه جایگاهی هستی؟ آیا آرایشگری ساده هستی یا نابغه‌ای آرایشگر؟ آیا پیانیستی معمولی هستی یا در دنیا تو را با پیانو می‌شناسند؟ فقط یک چیز را باید به‌خوبی بدانی که فاصله آدمی معمولی در حرفه خودت با بهترین آن در جهان چقدر است و رسیدن به بالاترین درجه توانایی و مهارتت به چه میزان زمان برای آموزش و تمرین و تلاش نیاز دارد؟ به نظر من، می‌توانی بین سه تا دَه سال به بالاترین جایگاه در حوزه کاری خودت برسی. البته اگر این مدت را با آموزش به بهبود مستمر کیفیت کارت بپردازی و همه‌روزه رشد خودت را اندازه‌گیری کنی و هر روز نسبت‌به روز پیش ۱% رشد آموزشی و افزایش کیفیت کاری داشته باشی و این روند توقف‌ناپذیر را تا بهترین‌شدن ادامه دهی.

همین حالا به من بگویید کدام را انتخاب می‌کنید: اینکه از حدود سی‌سالگی، به اندازه پنج تا دَه سال را به آموزش مستمر اختصاص دهید و پس از این مدت، جزء بهترین‌های حوزه کاری‌تان باشید و بقیه عمرتان را بین برترین‌های حرفه‌تان به‌سر ببرید یا اینکه زمان بسیار کمتری را برای آموزش و رشد فردی‌تان صرف کنید، کمتر تلاش کنید و صرفاً جزء ۱۰% پایین حرفه‌تان باشید و بقیه عمرتان را هم به همین صورت بگذرانید؟

خودکار و کاغذتان را بردارید و قرارگرفتن در هر دو دسته دَه درصدی پایین و بالا را به‌صورت شفاف بنویسید؛ وضعیت مالی، وضعیت رفاهی، آرامش، عزت‌نفس، اعتماد‌به‌نفس، لذت‌های زندگی و از همه مهم‌تر شرایط آزادی خود و خانوادتان. اگر به‌درستی آن‌ها را به‌تصویر بکشید، حتی برای لحظه‌ای حاضر نیستید مثل گذشته زندگی کنید و فکر کنید که همه چیز را بلدید و هرگز به آموزش بیشتری نیاز ندارید.

از آخرین آموزشی که دیدید چه مدت زمان می‌گذرد؟ امیدوارم بیش از یک ماه از آن نگذشته باشد. آیا می‌دانید که من در ۵۸سالگی، همچنان در حال آموختن هستم؟ باید همیشه از خود بپرسید که در نهایت دلتان می‌خواهد جزء کدام دسته باشید؟ بهترین‌ها یا همان افراد متوسط و معمولی؟ پاسخ شما به این پرسش، معنای زندگی‌تان را مشخص می‌کند.

حرف آخر اینکه آنچه امروز در ۵۷سالگی در حال آموختنش هستم، اگر در ۴۷سالگی، ۳۷سالگی یا ۲۷سالگی آموخته بودم امروز کجا بودم؟ و در چه شرایطی زندگی می‌کردم؟ شما آنچه را من امروز می‌آموزم در چندسالگی می‌آموزید؟

مادرید ـ اسپانیا

۱۵ نوامبر ۲۰۱۷

نظرات بازدیدکنندگان