شمیسا: بازی های روانی مردم

شمیسا: بازی های روانی مردم

نوشدارو بعد از مرگ سهراب
(منِ والد حیله‌گر/ منجی)
این بازی مخصوص منِ والدی است که آگاهانه، همیشه پیشنهادها و راهکارهایش را زمانی مطرح می‌کند که دیگر همه‌چیز بر باد رفته و زمانی به کمک می‌آید که دیگر دیر شده است. منِ والد از این بازی استفاده می‌کند تا ضمن تبرئه‌ی خودش، کسی او را سرزنش نکند. این حالت منِ والد، همیشه به نقش آخر و «در سایه» اعتقاد دارد. این نوشدارو زمانی که در خدمت منِ والد حمایتگر باشد، بازی روانی نیست. ولی زمانی که در اختیار منِ والد حیله‌گر قرار می‌گیرد، بازی روانی است که قصد فریب دیگران و ظاهرسازی دارد. او استاد نقش‌بازی‌کردن‌های متعدد است. دیگران نباید در مورد او خیال بد کنند. او مزرعه‌اش را آتش می‌زند و بعد از خاکسترشدن، در نقش منجی وارد می‌شود و می‌خواهد آنجا را اصلاح و آباد کند، تا اسم او در جامعه‌ی جهانی، به‌عنوان طرفدار صلح و دوستی برده شود. منِ والد زمانی مهربانی می‌کند که دیگر آب از سر فرد کمک‌خواهنده گذشته است. زمانی که می‌بایست حضوری فعال می‌داشت، نداشت و کمک او دیگر به درد نمی‌خورد. این رفتار او شکلی از بازی روانی است.

مثال:
همسر فرزین به دلیل اختلافات شدید با وی، چند سالی است دچار مشکلات روحی شده؛ زیرا فرزین نسبت به فداکاری‌های همسرش بسیار بی‌اعتنا بوده، تا جایی که همسر او به‌شدت افسرده شده است و دیگر شادابی اولیه را ندارد. فرزین اکنون برای تبرئه‌ی خود و فرار از عذاب وجدان در نقشی منجی ظاهر شده، اما کمک او نوشدارویی بعد از مرگ سهراب است.

تحلیل کوتاه
پیام اجتماعی رفتار فرزین نشان می‌دهد او فردی خانواده‌دوست است و به همسرش توجه لازم را دارد، اما لایه‌ی روان‌شناختی آن، ازهم‌پاشیدن خانواده‌اش به‌صورت خودآگاهانه بوده است و او به‌نوعی مقصر اصلی بحران‌های روحی همسرش به‌شمار می‌آید.

دیدگاه بالغانه:
منِ بالغ بجا و به‌موقع واکنش نشان می‌دهد و از هرگونه سهل‌انگاری و مقدمه‌چینی پرهیز می‌کند. منِ بالغ در سایه و حاشیه حرکت نمی‌کند و اگر قصد کمک نداشته باشد، روشن و شفاف می‌گوید؛ چون اهل بازی نیست.

نوشته: دکتر علی شمیسا

نظرات بازدیدکنندگان