اتفاقات را چگونه تحلیل می کنیم

اتفاقات را چگونه تحلیل می کنیم

درد مشترک همه ی ما این است که فکر میکنیم وقتی ذهنمان جمله ای را باور دارد آن جمله “درست” است.

فکر می کنیم آنچه در مورد دیگران تصور میکنیم و تحلیلی که از موقعیت داریم “درست” است، چون در ذهن ما “وجود” دارد. وجود داشتنِ تحلیلی در ذهنمان به معنای درست بودنِ آن نیست!
درست بودنِ تفکرات ما را، شواهد بیرونی تایید یا رد می کنند.
حقیقت این است که ذهن ما خیلی وقت ها اشتباه می کند و ما اشتباهاتش را باور می کنیم فقط چون “ذهنِ ماست” و به تصور ما هر آنچه از ماست، درست است. چه دروغی از این لذت بخش تر که ایمان داشته باشیم آنچه از ذهن ما می گذرد “درست” است!
ذهن، پیچیده ترین و گاهی فریب کار ترین بخش ماست. همیشه نمی توانیم به ذهنمان اعتماد کنیم اما همیشه می توان به شواهد رفتاری و اتفافاتِ درون رابطه ای توجه کرد و بر اساس آن پیش بینی هایی را انجام داد.
تحلیل های ما بیشتر از آنکه به واقعیت آدمهای رو به رویمان ربط داشته باشد به درون خودمان ربط دارد.

مثلا: من حس کردم منظورش من بودم( تحلیل ما از ماجرا) ، پس می خواهد من را تحقیر کند! ( نتیجه ای که از تحلیل گرفته ایم). این که دنبال دلیلی برای احساس تحقیر میگردیم در بیشتر موارد به درون ما و حس و قضاوتی که نسبت به خودمان داریم باز میگردد و نه ضرورتاً قصد طرف مقابلمان برای تحقیر ما.

یا مثلا: من احساس می کنم به من خیانت میکند(تحلیل) پس باید کنترلم را بر رویش بیشتر کنم!(نتیجه).
وقتی اجازه میدهیم این تحلیل های فکری بدون اینکه با طرف مقابلمان حرف بزنیم در ذهنمان جریان داشته باشند، یعنی بسیار کودکانه و حق به جانب، دنیا و اتفاقات را برای خودمان معنا میکنیم و کودکانه تر این است که بدون توضیح رفتارمان را با طرف مقابل و بر اساس این تحلیل ها تغییر دهیم.
تحلیل های ما، رفتارهای ما را تغییر میدهند و در نتیجه شفافیت رابطه از دست میرود.
‎اگر میخواهیم ادمها را واقعی تر ببینیم شواهد رفتاری ارتباطی انها را نگاه کنیم انگاه تحلیل هایمان متعادل تر میشوند.انچه در ذهن ماست لزوما ” درست” نیست.
شواهد را ببینیم و از توهمات ذهنِ همیشه شکاک، بدبین و قضاوت گرمان جدا شویم و اگر شواهد مشخص نیست و ابهام داریم، بالغانه صحبت کنیم و سعی کنیم تحلیل ها را با واقعیتِ طرف مقابل هماهنگ کنیم.
آنچه صمیمت ها را پایدارتر میکند این است که بر اساس تحلیل هایمان رفتار نکنیم! بلکه به طرف مقابل فرصت بدهیم، گفتگو کنیم، رفتارهایش را مشاهده کنیم و انگاه بالغانه از طریق حرف ها و رفتارهای طرف مقابلمان، رفتارهایمان را تنظیم کنیم.

نظرات بازدیدکنندگان