مهرنوش صفایی

  • هنوز دخترك در را كاملاً باز نكرده بود كه زن ميانسالي شيون‌كنان در را هول داد و رو به دخترك فرياد زد: «بي‌غيرت، بي‌شرف، حرام‌لقمه… زندگي و آبرويش را تباه كردي بس نبود كه جانش را هم گرفتي؟! كم زير بال و پرت را گرفت و به تو محبت كرد كه نگذاشتي اين آخر عمري با عزت و آبرو زندگي كند و روسياه عام و خاصش كردي؟!

    14,500 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 2100
    بیشتر
    موجود
  • ایمان كه رفت دنیا پیش چشمم سیاه شد. باید كسی را به‌اندازه‌ی وسعت همه‌ی قلبت دوست داشته باشی و یك‌مرتبه از جلوی چشمت دور شود تا بفهمی چه درد بزرگی‌است دردی كه من می‌گویم! 

    17,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 2000
    بیشتر
    موجود
  • احمد درحالی‌که با پاهایش ضرب گرفته بود، زیر لب می­خواند: من یه پرنده‌م…          آرزو دارم…                    تو باغم باشی من یه خونه‌ی…         تنگ و تاریکم…              كاشكي تو بیایي چراغم باشی                      هر جا كه باشم…             هرچی كه باشم تو باید باشی…

    12,900 تومان موجود
    بیشتر
    موجود
  • اما حالا هر وقت كه به گذشته برمي‌گردم، به گذشته و به آن صحنه و آن لحظه، به خودم مي‌گويم كاش آن روز يك نفر زير گوش من مي‌گفت: «به خودت غره نباش مهربانو…

    27,900 تومان موجود
    بیشتر
    موجود
  • اکرم خانم دردمندانه فقط نگاه کرد، ولی همایون به سمت کتی چرخید و با قاطعیت گفت: «هیچ‌وقت برا مردم بد نخواه کتی، هیچ‌وقت!» کتی زیرچشمی و عصبانی نگاهی به همایون کرد و گفت: «حالا ببینم خودت میری کی رو می‌گیری؟ آی بخندم من روز عروسی‌ات…آی بخندم…حالا همدیگررو می‌بینیم.»

    27,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 3200
    بیشتر
    موجود
  • رمانی خواندنی از مهرنوش صفایی

    39,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 4200
    بیشتر
    موجود
  • رمانی است خواندنی از مهرنوش صفایی

    24,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 2500
    بیشتر
    موجود
  • رمانی خواندنی از مهرنوش صفایی

    57,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 6200
    بیشتر
    موجود
  • رمان ارتباط نامربوط از مهرنوش صفایی

    49,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 5200
    بیشتر
    موجود
  • چه شبهايي كه خوابيديم و خواب فرداهايي را ديديم، كه نيامدند. از چه روزهايي گذشتيم به بهاي روزهايي كه هرگز از راه نرسيدند... چقدر غصه خورديم براي اندوه‌هايي كه هرگز از راه نرسيدند و چقدر شادي كرديم براي لحظه‌هايي كه هرگز نديديمشان.

    23,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 2400
    بیشتر
    موجود
  • کتاب شعر از خانم مهرنوش صفایی . کاش همه‌ی روزها، همه‌ی هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها، فقط یک لحظه بود… لحظه‌ی با هم بودن ما. کاش زندگی همیشه از جایی فراتر از قدم‌های ما، کاش زندگی از جایی آن طرف‌تر از به هم رسیدن ما… کاش تولد و مرگ، از نقطه‌ی قبل از تولد (ما) آغاز می‌شد.

    2,900 تومان موجود
    بیشتر
    موجود
  • مرضيه‌ خانم، كلفتِ خانه‌ي ويلايي كناري، همان‌طور كه تندتند، با پشت دست عرق‌هايش را خشك مي‌كرد، گفت: «مهندس مي‌گه آشنا باشه بهتره؛ مي‌گه به غريبه‌ها نمي‌شه اعتماد كرد.

    16,900 تومان موجود
    امتیاز اهدایی: 2000
    بیشتر
    موجود