رمان هادس

رمان ایرانی  هادس در ژانر ادبیات گمانه‌زن، یک تریلر معمایی و روان‌شناختی است که در بستر رئال، اجتماعی، عاشقانه با راوی اول شخص غیرقابل اعتماد روایت می‌شود.

ادامه مطلبShow less
119,900 تومان
ضمانت سلامت

تمام کتاب‌های انتشارات نسل نواندیش با کیفیت بالا تولید می‌شود و در بسته‌بندی مقوایی در میان حباب پلاستیکی ارسال می‌شود تا هیچ‌نوع آسیبی به محصول نرسد. در صورتی که کتاب تهیه شده توسط شما از وبسایت یا کتاب‌فروشی‌های سراسر کشور دچار مشکل صفحه‌آرایی هستند لطفا جهت تعویض با شماره ۰۲۱۸۸۹۴۲۲۴۷ تماس بگیرید.

مرجع:
70092
دوست داشتن5
اضافه به مقایسه0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
پیشنهاد کتاب‌های مشابه:
موردی یافت نشد
توضیحات
این رمان داستان دختری نوجوان است با دو نامِ میریام و پاندورا که در خانواده‌ای متمول با والدین پزشکش در محله عباسیین دمشق زندگی می‌کند. میریام از زندگی مرفهی برخوردار است و دوران رشد خود را به همراه برادر دوقلویش به نام ایوان به خوشی می‌گذراند. تا اینکه طیّ مشاجره‌ای رازِ مگوی قلدر مدرسه‌شان، به نامِ فهد را فاش می‌کند. ‌در همان‌زمان بیماری سرطان در میریام تشخیص داده می‌شود و او برای درمان، از مدرسه خارج می‌شود و شایعه‌ها حاکی از این است که فهد خودکشی کرده است. در این بین که میریام تلاش می‌کند به زندگی بازگردد و خود را از چنگال سرطان نجات دهد، به دو عنصر نجات‌بخش آشپزی و کتاب روی می‌آورد. یک‌سال بعد از التیامش، او‌به اجتماع باز می‌گردد ولی همه‌چیز تغییر کرده، از روابط خانوادگی گرفته تا روابط اجتماعی… و اینک شروع اتفاقات عجیب و غریب و دلهره‌آور زندگی میریام است، میریام همواره احساس می‌کند فردی او را دنبال می‌کند ولی هیچ‌کس حرفِ او  را باور نمی‌کند و در ادامه اتفاقاتی می‌افتد که انگشت اشاره اتهام رو به میریام است، ولی میریام همه را انکار می‌کند و ادعا می‌کند یک قلِ شیطانی دارد.
این اتفاقات اوج می‌گیرد تا اینکه اعضای خانواده و حلقه دوستانِ میریام از او ناامید می‌شوند و انگ اختلال دو شخصیتی بر میریام زده می‌شود.
و اتفاقات عجیب و ناگوار اوج می‌گیرند. و میریام باید معماهای زندگی‌اش را حل کند...
این رمان پر تعلیق در گونه ادبیات پست‌مدرن قرار می‌گیرد و تطابق‌هایی با کهن‌الگوی هادس و پرسفونه دارد.
در این رمان، نویسنده با بهره‌گیری از نظریه توطئه و لغت پساحقیقت، به اختلالاتی همچون دوشخصیتی، پارانوئید، استاکر، عقده‌ای شدن نسبت به شخصی، جنون آتش‌افروزی و… پرداخته است.

مقدمه

جعبه پاندورا

بهار 2009 ناکجاآبادی در دمشقِ هادس

دیگر رمقی برایم نمانده است. حتی نای غر زدن هم ندارم. اکنون بالای این پرتگاه ایستاده‌ام، باد موهایم را پریشان می‌کند که تمامش مال خودم است. خورشید کم‌کم دارد غروب می‌کند، راستش دقیقاً نمی‌دانم درکدام خیابان به سر می‌برم و اصلاً چطور شد سر از این پرتگاه درآورده‌ام، آن هم بعد از هفت سال.

حالت تعلیقی که دارم بسیار جالب است.

حالتی که هفت سال تمام آن را تجربه نکردم. هفت سال تمام، مانند زنده به گوری زیر خاک جیغ می‌کشیدم. آیا تا به حال به گوشَت خورده است خاک عایق صدا باشد؟ نه؟ اما من نه‌تنها شنیده‌ام، بلکه دیده‌ام.

هفت سال تمام زبانم بند آمده و عروس آتش شده‌ام. اگر ‌قدمی به‌سمت جلو بردارم، صاف پرت می‌شوم ته دره و اگر بخت با من یار باشد، اگر دوست داشته باشد، برای یک‌بار هم که شده یاور من باشد، کسی پیدایم نخواهد کرد و از همه مهم‌تر اینکه داماد آتش دستش به من نمی‌رسد.

و شاید راحت بشوم، شاید!

و اگر قدمی به‌سمت عقب‌ بردارم، باز پایم به این سرزمین لعنتی‌ام، هادس، باز می‌شود.

به سرزمینی که جز یک عشق خانه‌خراب‌کن، غم، غصه، طرد، ترس و تحقیر هیچی نصیبم نکرد و وای اگر دستشان به من برسد.

تف به این سرزمین! تف به این زندگی! تف به این زمین و تف به این نحسی!

نحس؟ بله نحس. باز شروع شد این غر زدن‌های من؟ من که نایش را نداشتم! باز شروع شد این دل خودم را خوردن، این حسِ...

بی‌شک برایتان سؤال پیش آمده که زنی بیست‌وپنج‌ساله، ساعت شش عصر در ناكجاآبادی چه کار می‌کند كه فقط می‌داند دمشقِ هادس است؟ اصلاً این زن چرا این‌قدر مردّد است؟ چرا قدمی با زندگی و همین‌طور قدمی با مرگ فاصله دارد؟ چرا بین زمین و آسمانش قدمی فاصله است؟ چرا؟

مشتاقید که بدانید؟

پیشنهاد می‌کنم همین الان این کتاب را بگذارید کنار و بروید سراغ زندگی‌تان، چون زندگی من عین جعبه پاندورا می‌ماند، جعبه پاندورا، چه اسم قشنگی! جعبه پاندورا!

پاندوراااا، می‌دانید وقتی درِ جعبه پاندورا باز شود، چه می‌شود؟ هرچه بدبختی است رو سرتان آوار می‌شو‌د. دل شما هم مثل من می‌شکند! جگر شما هم مانند من کباب می‌شود! کتاب را کنار نگذاشتید نه؟ در جعبه را باز کردید؟ خود دانید!

 

تفاوت قائل شدن بین گذشته، حال و آینده، صرفاً نشان‌دهنده تداوم یافتن یک توهم و اصرار لجوجانه ما بر آن است.

آلبرت اینشتین

برشی از کتاب 

«تو هادس قانونی وجود داره به نام «قانون کارما». قانون کارما، یعنی اگه بزنی، روزی می خوری؛ اگه شکستی، روزی خودت هم می شکنی خلاصه‌ش می شه همون از هر دستی بدی از همون دست پس می گیری. وقتی دلی رو شکستی، وقتی اشک کسی رو در آوردی، وقتی زخمی کردی، وقتی وحشیانه دریدی و حیثیت آدمی رو بردی، باید با تمام وجودت از قانون کارما بترسی. حتی اگه توبه کنی، پشیمون هم بشی، فرقی نداره و این قانون، چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد، از روز ازل تا روز ابد هادس بوده و هست و خواهد بود. کارما، یعنی کوه به کوه نمی رسه، اما آدم به آدم می رسه.»

برشی از کتاب

مایکروویو را خاموش می‌کنم. دستکش را به دست می‌کنم و ظرف دلمه را بیرون می‌کشم. صدای کوبیده شدن در اتاق را می‌شنوم. جیغ می‌زنم و ظرف دلمه از دستم روی زمین پرت می‌شود و دلمه‌ها پخش زمین می‌شوند.

سپس درحالی‌که تمام تنم می‌لرزد، دستگیر‌ه‌ی اتاق مادر و پدر را می‌گیرم و به سمت پایین می‌کشم. می‌بینمش. خودم را می‌بینم. موهای بلندم را می‌بینم. سرش را کج می‌کند و به چشم‌هایم خیره می‌شود. به نفس‌نفس زدن می‌افتم. به سمتم می‌آید. قدمی به عقب می‌روم. روبه‌رویم می‌ایستد. از ترس احساس می‌کنم هر لحظه می‌خواهم قالب تهی کنم. نه، امکان ندارد واقعی باشد. توهم است، می‌دانم. دستم را دراز می‌کنم و به موهایش می‌کشم.

ناگهان سر کجش را صاف می‌کند. با کف دست به سینه‌ام می‌کوبد و کنارم می‌زند. وارد پذیرایی می‌شود.

گلدان سبزآبی محبوب مادرم را برمی‌دارد و روی زمین پرت می‌کند. به خودم می‌آیم. پس واقعی است، من دارم خودم را می‌بینم. گلدان بعدی را از کنار میز تلویزیون برمی‌دارد. به سمتش می‌روم.

- نکن! مادر دعوام می‌کنه.

هلم می‌دهد. انگار تازه بینایی‌ام را کامل به دست آورده‌ام. به لباسش نگاه می‌کنم. دامن جین کوتاهی پوشیده با نیم‌تنه‌ی سفید و پالتوی چرم بلند مشکی. 

اگر پدر او را با این‌ سر و وضع ببیند چند روزی باید در اتاق زندانی شود. گلدان را محکم پرتاب می‌کند. من جیغ می‌کشم. شروع می‌کند به قهقهه زدن. تابلو را از روی دیوار برمی‌دارد.

- شو عم تعملین؟

بدون ذره‌ای اهمیت دادن به من، تابلو را به زمین می‌کوبد. صندلی را برمی‌دارد و به تلویزیون جدیدمان می‌کوبد.

- کافی.

جیغ می‌کشم. می‌لرزم. گریه می‌کنم.

- تو حقیقت نداری. من خوابم. دارم خواب می‌بینم.

ادامه مطلبShow less
شناسنامه
70092

مشخصات

کد کتاب
70092
شابک
978-622-220-739-7
نام کتاب
هادس
نویسنده (ها)
مریم نفیسی راد
موضوع کتاب
داستان و رمان
قطع
رقعی
صفحات
351
تاریخ چاپ
سال 1400
نوبت چاپ
چاپ اول
سال چاپ اول
1400
نظرات
بدون نظر
مشتریانی که این محصول را تهیه کرده‌اند، این موارد را نیز خریداری نموده‌اند:
رمان زخم های عادی رمان زخم های عادی
دوست داشتن
89,900 تومان
در یک ‌جایی از زندگی آدم‌ها تصمیم می‌گیرند روی پای خودشان بایستند. درست زمانی که شوکی به آن‌ها وارد می‌شود و دیگر برخی از دردها را نمی‌توانند پنهان کنند. درست همان زمان که دیگر نمی‌خواهند کسی از آن‌ها حمایت کند و...
دوست داشتن
چه اتفاقی برایت افتاد؟ اپرا وینفری انتشارات نسل نواندیشچه اتفاقی برایت افتاد؟ نسل نواندیش مریم نفیسی راد اپرا وینفری چه اتفاقی برایت افتاد؟ اپرا وینفری انتشارات نسل نواندیشچه اتفاقی برایت افتاد؟ نسل نواندیش مریم نفیسی راد اپرا وینفری
دوست داشتن
129,900 تومان
در این کتاب اپرا وینفری طی گفت‌و‌گوهایی کاملا صمیمانه دربارهٔ ریشه‌یابی و آسیب‌شناسی علت رفتارهای افراد از تمام گروه‌های سنی می‌پردازد. و پس از شناختنِ این علت‌ها، به معضل آسیب‌روحی به طور علمی اما با زبان روان و قابل...
دوست داشتن
96,900 تومان
گنجی که به دنبالش هستی،درست همان جاست که اکنون ایستاده‌ای .شاعری می‌گفت: «دل، ای دل! این سفر به کجاست؟»تابه‌حال فکر کرده‌ای این قدم‌هایی که در سفر زندگی برمی‌داری تو را به کجا می‌برد؟از کدام گذرگاه، به‌سوی کدام هدف...
دوست داشتن
16 محصول دیگر در این دسته‌بندی:
149,900 تومان
هر آدمی در زندگی‌اش زخم‌های پنهانی دارد که اگر بر زبان بیاورد؛ مثلِ شعله‌ی آتش برافروخته می‌شوند. امّا این زخم‌ها ماهی‌های زهرخورده‌ای هستند که گیج و سردرگُم می‌لغزند، و تبدیل می‌شوند به استخوانی در گلو‍!
دوست داشتن
شام شوکران شام شوکران
دوست داشتن
149,900 تومان
چه شبهایی که خوابیدیم و خواب فرداهایی را دیدیم، که نیامدند. از چه روزهایی گذشتیم به بهای روزهایی که هرگز از راه نرسیدند... چقدر غصه خوردیم برای اندوه‌هایی که هرگز از راه نرسیدند و چقدر شادی کردیم برای لحظه‌هایی که...
دوست داشتن
169,900 تومان
«تو همين موقع صداي زنگ در بلند شد و من از هول‌م، از روي دسته‌ي مبل خوردم زمين! با صداي زنگ، همه از جاشون بلند شدن و هر كدوم يه طرف رفتن كه نيما داد زد» - بابا هول نشين! اول يكي بياد اين شيشه مرباي آلو رو كه ريخته زمين...
دوست داشتن
از عشق تا دیوانگی راهی نیست از عشق تا دیوانگی راهی نیست
دوست داشتن
129,900 تومان
هنوز دخترك در را كاملاً باز نكرده بود كه زن ميانسالي شيون‌كنان در را هول داد و رو به دخترك فرياد زد: «بي‌غيرت، بي‌شرف، حرام‌لقمه… زندگي و آبرويش را تباه كردي بس نبود كه جانش را هم گرفتي؟! كم زير بال و پرت را گرفت و به...
دوست داشتن
آخرین پیمانه آخرین پیمانه
دوست داشتن
129,900 تومان
سلیمان، صاحب یک گل‌فروشی در تهران و برزگان، صاحب گل‌فروشی و پرورش زنبور عسل در شمال، هر دو، دوستان صمیمی و قدیمی بودند. فرزندان آنها شهاب و گلی، بعد از یک ماجرای عشقی با هم ازدواج می‌کنند. شهاب بعد از ازدواج به شمال...
دوست داشتن

فهرست

کد QR

تنظیمات

اشتراک گذاری

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم